مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

استیون هاوکینگ کیست؟ ذهنی فراتر از مرزهای زمان و فضا

استیون هاوکینگ کیست؟ ذهنی فراتر از مرزهای زمان و فضا
نوشته شده توسط رهام بخشائي
|
۲۸ مرداد، ۱۴۰۴

مقدمه

در دنیای علم و دانش، برخی نام‌ها فراتر از رشته تخصصی‌شان می‌روند و به نمادی از اراده، پشتکار و کنجکاوی بی‌پایان انسان در برابر ناشناخته‌ها تبدیل می‌شوند. استیون هاوکینگ، فیزیکدان نظری، کیهان‌شناس و نویسنده بریتانیایی، بی‌شک یکی از این افراد است. مردی که با وجود ابتلا به یک بیماری عصبی پیشرونده، تمام زندگی‌اش را صرف کشف رازهای جهان هستی کرد. از سیاهچاله‌ها گرفته تا نظریه بیگ بنگ، هاوکینگ با ایده‌های انقلابی خود، درک ما از کیهان را دگرگون کرد و با کتاب‌هایش، مفاهیم پیچیده علمی را به زبان ساده برای عموم مردم توضیح داد. او نه تنها یک دانشمند برجسته بود، بلکه یک الهام‌بخش برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان بود که با ناتوانی‌های جسمی دست و پنجه نرم می‌کردند.
این مقاله، یک سفر کامل به دنیای استیون هاوکینگ است؛ از دوران کودکی و تحصیلاتش تا مسیر پرفراز و نشیب حرفه‌ای‌اش در مواجهه با بیماری، دستاوردهای علمی بزرگش و تاثیر بی‌بدیل او بر کیهان‌شناسی. ما به این سوال پاسخ خواهیم داد که استیون هاوکینگ کیست؟ و چگونه توانست با ذهنی آزاد در یک بدن محدود، به دورترین نقاط عالم سفر کند و رازهای پنهان آن را آشکار سازد.


 

زندگی‌نامه استیون هاوکینگ

 
 

استیون ویلیام هاوکینگ در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، دقیقا ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله، در آکسفورد، انگلستان، متولد شد. پدرش، فرانک هاوکینگ، یک پژوهشگر در زمینه زیست‌شناسی و مادرش، ایزابل، یک فعال سیاسی بود. او از همان کودکی، کنجکاوی خاصی نسبت به نحوه کارکرد اشیاء از خود نشان می‌داد. او در دوران دبیرستان، به فیزیک و ریاضیات علاقه‌مند شد و با ساخت مدل‌های ساده از کامپیوترها، نبوغ خود را نشان داد. دوستان و معلمانش به او لقب "انیشتین" را داده بودند، هرچند که نمراتش در دانشگاه آکسفورد چندان درخشان نبود. او در آکسفورد بیشتر وقت خود را صرف قایقرانی و فعالیت‌های اجتماعی می‌کرد. با این حال، در آزمون نهایی فیزیک، با تلاشی ناگهانی و چشمگیر، نمره ممتاز خود را کسب کرد.
پس از فارغ‌التحصیلی از آکسفورد، برای ادامه تحصیل در رشته کیهان‌شناسی، به دانشگاه کمبریج رفت. در آنجا بود که با استاد خود، دنیس سیاما، آشنا شد و تحت راهنمایی او، به بررسی نظریه نسبیت عام اینشتین و کاربردهای آن در کیهان‌شناسی پرداخت. در این دوران، او با فیزیکدانانی مانند راجر پنروز نیز همکاری کرد که بعدها به یکی از مهم‌ترین همکاری‌های علمی تبدیل شد.


تشخیص بیماری و تأثیر آن بر زندگی هاوکینگ

در سال ۱۹۶۳، در سن ۲۱ سالگی، در حالی که در مقطع دکتری تحصیل می‌کرد، استیون هاوکینگ با یک خبر تکان‌دهنده روبرو شد: پزشکان بیماری او را به عنوان اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) یا بیماری لو گهریگ تشخیص دادند. این بیماری به تدریج تمام عضلات بدن را فلج می‌کند و معمولاً تنها چند سال به طول می‌انجامد. پزشکان به هاوکینگ گفتند که تنها دو سال دیگر زنده خواهد ماند. این خبر، زندگی او را به شدت تحت تاثیر قرار داد. او که تا آن زمان زندگی بی‌هدفی داشت، با پذیرش این حقیقت تلخ، مصمم شد که از هر لحظه  زندگی خود برای تحصیل و پژوهش استفاده کند.
این دوران، نقطه عطفی در زندگی او بود. هاوکینگ در ابتدا دچار افسردگی شد و آینده‌ای برای خود متصور نبود. اما آشنایی با جین وایلد، دانشجوی زبان‌شناسی، و ازدواج با او در سال ۱۹۶۵، به او امید و انگیزه داد. جین به او کمک کرد تا با وجود شرایط جسمی‌اش، به تحقیقات خود ادامه دهد. هاوکینگ به تدریج از ویلچر استفاده کرد و توانایی گفتار خود را نیز از دست داد. اما این محدودیت‌ها هرگز مانع از فعالیت ذهنی و نبوغ او نشد. در نهایت، او بیش از ۵۰ سال با این بیماری زندگی کرد، در حالی که بسیاری از بیماران ALS در چند سال اول زندگی خود را از دست می‌دهند. این توانایی شگفت‌انگیز در سازگاری با بیماری، به خودی خود یک پدیده پزشکی محسوب می‌شود.

 


پیشینه و مسیر حرفه‌ای استیون هاوکینگ

مسیر حرفه‌ای استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج آغاز شد، جایی که او تمام عمر خود را صرف تحقیق و تدریس کرد. او پس از اخذ مدرک دکتری، به عضویت هیئت علمی کمبریج درآمد و به تدریج به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فیزیک نظری جهان تبدیل شد.


آغاز کار بر روی نظریه سیاهچاله‌ها و نسبیت

در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، هاوکینگ تحقیقات خود را بر روی سیاهچاله‌ها متمرکز کرد. در آن زمان، سیاهچاله‌ها تنها یک پدیده نظری بودند که از معادلات نسبیت عام اینشتین به دست آمده بودند. هاوکینگ به همراه راجر پنروز، ریاضی‌دان برجسته، یک نظریه مهم را ارائه داد که نشان می‌داد نظریه نسبیت عام اینشتین پیش‌بینی می‌کند که در مرکز سیاهچاله‌ها، یک تکینگی (Singularity) وجود دارد. این نظریه که به "نظریه تکینگی پنروز-هاوکینگ" معروف است، ثابت کرد که در یک سیاهچاله، گرانش به قدری قوی است که قوانین فیزیک شناخته‌شده در آنجا از کار می‌افتند. این یافته، پایه‌های فیزیک کلاسیک را درهم شکست و هاوکینگ را به عنوان یک فیزیکدان نظری خلاق و جسور معرفی کرد.
او با استفاده از ریاضیات و فیزیک، به سوالات بنیادین در مورد ماهیت و رفتار سیاهچاله‌ها پاسخ داد. در آن زمان، اعتقاد بر این بود که هیچ چیز، حتی نور، نمی‌تواند از یک سیاهچاله فرار کند. اما هاوکینگ با ایده‌ای انقلابی، این باور را به چالش کشید و نظریه‌ای را ارائه کرد که جهان علم را شگفت‌زده کرد.


کرسی لوکاسیان و شهرت جهانی

در سال ۱۹۷۹، استیون هاوکینگ به عنوان استاد کرسی ریاضیات لوکاسیان در دانشگاه کمبریج منصوب شد. این کرسی، یکی از معتبرترین کرسی‌های علمی جهان است که زمانی در اختیار ایزاک نیوتن بود. این انتصاب، نشان‌دهنده جایگاه و اعتبار علمی هاوکینگ در جامعه علمی بود. در این دوره، او به یکی از چهره‌های عمومی علم تبدیل شد. او با استفاده از یک کامپیوتر و یک سنتز کننده صدا، به ارتباط با جهان خارج ادامه داد و با سخنرانی‌های خود در مورد کیهان‌شناسی، به مردم عادی کمک کرد تا مفاهیم پیچیده علمی را درک کنند.
در سال ۱۹۸۸، هاوکینگ کتاب معروف خود، تاریخچه مختصر زمان (A Brief History of Time) را منتشر کرد. این کتاب، که برای عموم مردم نوشته شده بود، با زبانی ساده به توضیح مفاهیم پیچیده‌ای مانند بیگ بنگ، سیاهچاله‌ها، کرمچاله‌ها و ماهیت زمان پرداخت. این کتاب به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ تبدیل شد و هاوکینگ را به یک سلبریتی علمی تبدیل کرد. هاوکینگ معتقد بود که علم باید برای همه قابل فهم باشد، و این کتاب نشان‌دهنده تعهد او به این فلسفه بود.

 


دستاوردها و پروژه‌های برجسته استیون هاوکینگ

 
 

استیون هاوکینگ در طول زندگی خود، نظریه‌ها و دستاوردهای علمی متعددی داشت که هر یک از آن‌ها، به عنوان یک نقطه عطف در علم فیزیک و کیهان‌شناسی شناخته می‌شوند.


نظریه تابش هاوکینگ و پارادوکس اطلاعات

یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی استیون هاوکینگ، نظریه تابش هاوکینگ (Hawking Radiation) بود. این نظریه که در سال ۱۹۷۴ مطرح شد، به این مفهوم اشاره دارد که سیاهچاله‌ها کاملاً سیاه نیستند، بلکه مقداری تابش حرارتی از خود ساطع می‌کنند و در طول زمان، جرم خود را از دست می‌دهند و در نهایت تبخیر می‌شوند. هاوکینگ این ایده را با ترکیب مکانیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام به دست آورد. طبق این نظریه، در نزدیکی افق رویداد یک سیاهچاله، جفت‌های ذرات مجازی (یک ذره و یک پادذره) به وجود می‌آیند. اگر یکی از این ذرات به درون سیاهچاله سقوط کند و دیگری به بیرون فرار کند، ذره فرار کرده به عنوان تابش هاوکینگ مشاهده می‌شود و در نتیجه سیاهچاله جرم خود را از دست می‌دهد.
این نظریه، پارادوکس اطلاعات سیاهچاله را به وجود آورد. طبق قوانین مکانیک کوانتومی، اطلاعات هرگز از بین نمی‌روند. اما اگر سیاهچاله‌ها تبخیر شوند، اطلاعاتی که به درون آن‌ها سقوط کرده‌اند چه می‌شوند؟ این پارادوکس، سال‌ها فیزیکدانان را به چالش کشید. هاوکینگ بعدها در سال ۲۰۰۴، با ارائه نظریه‌ای جدید، خود را از این دیدگاه اولیه برگرداند و اذعان کرد که اطلاعات ممکن است در افق رویداد سیاهچاله به صورت "هولوگرافیک" حفظ شوند. این تغییر موضع، نشان‌دهنده روحیه علمی هاوکینگ بود که هیچگاه از تغییر نظر در برابر شواهد جدید نمی‌هراسید.


فرضیه بیگ بنگ و کیهان‌شناسی

استیون هاوکینگ به همراه راجر پنروز، تحقیقات گسترده‌ای در مورد نظریه بیگ بنگ و منشأ جهان انجام داد. آن‌ها با استفاده از نظریه نسبیت عام، نشان دادند که جهان باید از یک تکینگی اولیه (نقطه بی‌نهایت چگال) آغاز شده باشد. این نظریه، پایه‌های علمی نظریه بیگ بنگ را تقویت کرد و به درک ما از نحوه شکل‌گیری کیهان کمک زیادی کرد. هاوکینگ در ادامه تحقیقات خود، به مفهوم "بی‌مرزی" (No-Boundary Proposal) در مورد جهان پرداخت.
او به همراه جیم هارتل، فرضیه‌ای را مطرح کرد که نشان می‌داد جهان هیچ مرز فضازمانی ای ندارد و نیازی به یک خالق یا یک رویداد خاص برای آغاز خود ندارد. این نظریه، دیدگاه‌های سنتی در مورد پیدایش جهان را به چالش کشید و بحث‌های فلسفی و علمی زیادی را به دنبال داشت. این فرضیه می‌گفت که می‌توان تاریخچه جهان را به صورت یک فضای بسته و بدون لبه تصور کرد، شبیه به سطح یک سیب که هیچ نقطه آغاز یا پایانی ندارد. این ایده، نه تنها یک نظریه علمی، بلکه یک دیدگاه فلسفی عمیق بود که به سوالات بنیادین در مورد وجود پاسخ می‌داد.

 


رویدادهای شخصی و حواشی زندگی استیون هاوکینگ

زندگی استیون هاوکینگ، مانند یک حماسه‌ی مدرن بود که با شجاعت در برابر سختی‌ها و در عین حال، حواشی و چالش‌های شخصی همراه بود.

 

زندگی خانوادگی، جدایی‌ها و اتهامات

استیون هاوکینگ در سال ۱۹۶۵ با جین وایلد ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب سه فرزند به نام‌های رابرت، لوسی و تیموتی شد. جین در طول سال‌های سخت بیماری، از هاوکینگ مراقبت کرد و به او کمک کرد تا با وجود محدودیت‌های جسمی، به تحقیقات خود ادامه دهد. اما زندگی مشترک آن‌ها با چالش‌های زیادی روبرو بود. شهرت هاوکینگ، فشارهای زندگی روزمره و نیاز به مراقبت مداوم، رابطه آن‌ها را دچار مشکل کرد. در سال ۱۹۹۵، هاوکینگ و جین از یکدیگر جدا شدند و او با یکی از پرستاران خود به نام الین میسون که از او مراقبت می‌کرد، ازدواج کرد. این ازدواج نیز پس از ۱۱ سال به طلاق انجامید.
روابط پیچیده هاوکینگ با همسرانش، به خصوص با الین میسون، به حواشی زیادی دامن زد. در این دوران، شایعاتی مبنی بر آزار جسمی هاوکینگ توسط همسرش مطرح شد. پلیس تحقیقاتی را آغاز کرد، اما هاوکینگ هیچ‌گاه علیه همسرش شهادت نداد و به دلیل نبود شواهد کافی، پرونده بسته شد. این اتهامات هرگز به طور رسمی ثابت نشد، اما سایه‌ای از ابهام را بر زندگی او انداخت.


شهرت در فرهنگ عامه و ارتباط با عموم

استیون هاوکینگ به دلیل بیماری‌اش و استفاده از کامپیوتر صوتی، به یک چهره شناخته‌شده در فرهنگ عامه تبدیل شد. او در برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های متعددی مانند سیمپسون‌ها، فیوچراما و نظریه بیگ بنگ به عنوان خودش حضور پیدا کرد و این حضورها، به محبوبیت او در میان عموم مردم افزود. هاوکینگ همچنین به دلیل شوخ‌طبعی و قدرت بیان بالا، در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مفاهیم پیچیده را به صورت طنزآلود و جذاب بیان می‌کرد. او در سخنرانی‌هایش در مورد موضوعاتی مانند امکان حیات در خارج از زمین، هوش مصنوعی و آینده‌ی بشریت صحبت می‌کرد و دیدگاه‌های خاص خود را با جهان به اشتراک می‌گذاشت.
فیلم نظریه همه‌چیز (The Theory of Everything) که بر اساس زندگی هاوکینگ و همسرش جین ساخته شده بود، توانست داستان زندگی او را به شکلی عمیق‌تر به مخاطبان نشان دهد. این فیلم، هاوکینگ را نه تنها به عنوان یک دانشمند، بلکه به عنوان یک انسان با تمام ضعف‌ها و قدرت‌هایش به تصویر کشید و به جین وایلد نیز به عنوان یک شخصیت فداکار و قوی ادای احترام کرد.

 


سرمایه‌گذاری‌ها و دارایی‌های مالی استیون هاوکینگ

 
 

با وجود شهرت و محبوبیت فراوان، استیون هاوکینگ زندگی مالی پیچیده‌ای نداشت و ثروت او بیشتر از طریق فروش کتاب‌هایش و حقوق و مزایای دانشگاهی به دست آمده بود. او برخلاف بسیاری از چهره‌های مشهور، به دنبال سرمایه‌گذاری‌های بزرگ یا کسب و کارهای تجاری نبود و تمام تمرکز خود را بر روی علم و آموزش عمومی قرار داده بود.

 

منابع درآمد اصلی: کتاب‌ها و سخنرانی‌ها

کتاب تاریخچه مختصر زمان، که به بیش از ۴۰ زبان ترجمه و میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید، منبع اصلی ثروت هاوکینگ بود. این کتاب، که بیش از ۱۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت، درآمد قابل توجهی را برای او به همراه داشت. علاوه بر این، او چندین کتاب دیگر مانند کیهان در پوست گردو و طرح بزرگ را نیز منتشر کرد که آن‌ها هم موفقیت تجاری خوبی داشتند.
حقوق و مزایای دانشگاهی از کرسی لوکاسیان در کمبریج و همچنین درآمدهای حاصل از سخنرانی‌های عمومی نیز به منابع مالی او افزوده شد. هاوکینگ معمولاً برای هر سخنرانی مبلغ قابل توجهی دریافت می‌کرد و از این طریق، بخش قابل توجهی از هزینه‌های بالای درمانی و مراقبتی خود را تامین می‌کرد.


مدیریت مالی و دارایی‌ها

هاوکینگ بیشتر ثروتش را برای زندگی شخصی و تامین هزینه‌های مراقبت‌های پزشکی خود صرف می‌کرد. او تیم بزرگی از پرستاران و مراقبان را استخدام کرده بود تا به او در انجام کارهای روزمره و سفرهایش کمک کنند. او همچنین بخشی از دارایی‌های خود را برای تحقیق در مورد بیماری ALS و کمک به سایر بیماران اختصاص داده بود. با این حال، او هرگز به عنوان یک فرد بسیار ثروتمند شناخته نمی‌شد. دارایی‌های او در زمان مرگش، عمدتاً شامل دارایی‌های ملکی و حساب‌های بانکی بود. او مانند بسیاری از دانشمندان، زندگی ساده‌ای داشت و ثروت را هدف اصلی خود می‌دانست. ارزش خالص دارایی‌های او در زمان مرگ حدود ۲۰ میلیون دلار تخمین زده شد که با توجه به شهرت جهانی و موفقیت کتاب‌هایش، نشان می‌دهد او بیشتر ثروتش را صرف امور خیرخواهانه و زندگی کرده است.

 


نتیجه‌گیری

استیون هاوکینگ، نمونه‌ای برجسته از قدرت ذهن انسان بر محدودیت‌های جسمی بود. او با وجود بیماری ناتوان‌کننده‌اش، توانست به یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ تبدیل شود و درک ما از کیهان را دگرگون کند. نظریه‌های او در مورد سیاهچاله‌ها و منشأ جهان، نه تنها مرزهای دانش فیزیک را جابه‌جا کردند، بلکه الهام‌بخش نسل‌های آینده دانشمندان نیز شدند. او به ما یاد داد که نباید از رویاهای بزرگ ترسید و حتی در بدترین شرایط نیز، می‌توان به دنبال پاسخ به بزرگترین سوالات هستی بود.
میراث استیون هاوکینگ تنها در معادلات و نظریه‌های علمی‌اش خلاصه نمی‌شود. او با شجاعت، شوخ‌طبعی و اشتیاق بی‌نهایتش برای کشف، به جهان نشان داد که با اراده قوی، هیچ مانعی برای تحقق رویاهای بزرگ وجود ندارد. او یک معلم بزرگ بود که با زبانی ساده، مفاهیم پیچیده را به عموم مردم معرفی کرد و با این کار، علم را از انحصار دانشمندان خارج ساخت و آن را به همگان نزدیک‌تر کرد. زندگی او، یک یادآوری قدرتمند است که حتی در مواجهه با سخت‌ترین شرایط، روح انسان می‌تواند به ستارگان برسد و آن‌ها را لمس کند.

اشتراک گذاری:
کپی شد